در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «سراب...» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
زمان چه بی تفاوت می گذشت
از کنار بغض این شهر
شهری مانده پشت چراغ قرمز
گم شده در هیاهوی میدان شوش
تا اتوبان قدیم
بر گسل ارامش چه ارام ارمیده
شهری غرق در سراب اسایش
روز به نیمه می رسد
روحبخش نسیمی
اغشته به عرفان
می وزد از فراز گلدسته ی مسجد
پیاده دلم رفت تا سالهای ابادی
تا کلاته ی ملا حسن
تا اب سرد قنات
تا سایه ی درختهای بید درختهای شاتوت
شاید دم ظهر اجاق زده است ملا حسن برای چای
شاید هم تا چایش برقرار شود دست به وضو شده است
شاید نمازش را می خواند
رو به افتابگردانها رو به اواز گنجشکها
شاید هم میان قنوت پینه بسته ی دستهایش
کسی عاقبت بخیر می شود
یا که نهار ابدوغ خیارش را صرف کرده
زیر سایه های لب جوی به خواب نیمروز رفته است
راستی ملا حسن چه می داند از طرح زوج و فرد
یا که محدوده طرح ترافیک تا کجاست
و برایش هیچ مفهوم نیست
وضعیت الاینده ها در مرز هشدار
می اندیشد میان این سکوت
به گاوش که می چرد در پایین دست شبدر زار
شیر دویده است در پستانهایش
غروب که به ابادی برسند
حکیمه زنش گاو را خواهد دوشید
برای شام از شیرش شیر برنج خواهد پخت
چند کاسه هم خواهد برد
برای همسایه ها.
(تهران تیرماه 94)
برچسب:
نویسنده: اشکان احمدی